بعد از عاشورا
بعد از عاشورا
می پرسد می خواهی بعد از عاشورا از کربلا بنویسی؟
….
می گوید: بنویس ولی بدان بعد از عاشورا از کربلا گفتن کار هر کسی نیست… او زینب ، بود که بعد از عاشورا از حسین می گفت…
نوشته ات اگر دل- نوشته باشد… باید دلت زینب وار باشد… تا حرفت به دل بنشیند…
می گویم دل زینب وار، دیگر چه دلی ست؟
گریه می کند، می گوید:
زینب ، فاطمه بود برای علی بعد از مادرش…
علی بود برای برادرانش بعد از پدرش…
حسن بود برای دردانه های برادر بعد از جام زهر بی وفایی…
و همه کس بود برای یتیم ها بعد از حسین …
و زینب ، زینب شد برای همه مادران و خواهران و دختران شهید… که تا همه تاریخ به صبرش، به حلمش به دلش اقتدا کنند…
دل زینب وار یعنی بتوانی با همه مصیبتهایی که داری، برای عزیزان رسول الله ، همه کس باشی…
معادلات ذهنم را به هم می ریزد… مثل همیشه!!!
.
.
.
پی نوشت: و این می شود که نوشته بعد از عاشورایم می شود حرفهای خودش…