

مادر دو بخش است ، “ما” و “در”
و قصه یتیمیه “ما” از کنار “در” شروع شد !
زني که آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايش ، و بر سر تاجي از 12 ستاره دارد . (1)
اوست که همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است که خداوند در
سِفرتکوين تورات ، به حضرت ابراهيم خبر داد . (2)
او در سوره ” دخان ” ، تـأويـل ” شب مبارکه ” اي اسـت که در آن ” هر
امر استواري فيصله مي يابد “. (3)
او در زمانه ، يگانه زني است که خداوند متعال ، دعاي او را در روز مباهله
، هم طراز دعاي پيامبر اکرم و اميرالمؤمنين قرار داده است .
اوست که در شب معراج رسول خدا ديد که بر در بهشت نوشته شده است :
” فاطمة خيرة الله “(4)
در شخصيت او همين بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهي ،
اوست ؛ چرا که رسول خدا فرمود : ” فاطمه نخستين کسي است که به
بهشت وارد ميشود . ” (5)
او يگانه گوهري است که خداوند به بعثت پيغمبر خاتم بر مؤمنين منت نهاد
( سوره آل عمران آيه 64 ) و به وجود آن گوهر ، بر آن سرور منت نهاد و
فرمود : ” ما به تو کوثر داديم ، پس بر پروردگارت درود فرست و قرباني کن ، ” (6)
آيا پس از رحلت رسول خدا ، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد ،
گفت : ” بر من مصيبت هائي فرود آمد که هرگاه بر روزهاي روشن فرود
مي آمد، چونان شب ، تيره و تار مي شدند ” (7) ، و هنگامي که به خاک
سپرده شد ،از بدن رنجور او ، شبحي باقي مانده بود . ” مانند شبحي
گشته بود ” (8) واميرالمؤمنين در اين مصيبت ، آنچنان از پاي درآمد که
به رسول خدا گفت :“اما اندوه من ( در فقدان فاطمه ) هميشگي است و از
اين پس هر شب من، تا به سحر به بيداري خواهد گذشت ” (9)
فرازي از بيانات آيت الله العظمي وحيد خراساني ( با اندکي تصرف )

علي بن عيسي اربلي داستان شهادت فاطمه (سلام الله عليها) را
نقل کرده تاآنجا که مي گويد :هنگامي که زهرا (سلام الله عليها) از
دنيا رفت و به شهادت رسيد ، پارچه اي بر روي پيکر مطهر او کشيده
شده بود ، أسماء گويد در اين وقت، حسن وحسين (عليهما السلام )
واردشده و گفتند :اي أسماء ! مادر ما ، درچنين وقتي نمي خوابيد !؟
؛ أسماء عرض کرد : اي فرزندان رسول خدا ، مادرتان نخوابيده، بلکه از
دنيا رفته است !حسن ( عليه السلام ) که اين سخن را شنيـد ، خود
را روي بدن مطهـر مادر انداخـته و صورتـش را مي بوسيد و مي گفت :
” مادر جان ! پيش ازآنکه جان از بدنم بيرون رود ، با من سخن بگو ” (10)
حسين (عليه السلام) پيش آمده، پاي مادر را مي بوسيد و مي گفت : “
مادرجان من فرزند تو حسين هستم ، با منسخن بگوي ، پيش از آنکه قلبم
بشکافد ومرگم فرا رسد ! ” (11) . .
( به نقل از کشف الغمه جلد2 – صفحه 126 )


1) مکاشفات يوحناي رسول ، باب 12
2) باب 17 در سِـفـر تکوين تورات
3) ” انا انزلناه في ليـلـة مبارکة انا کنا منـذرين – فيها يفـرق کل امر حکـيم ” ، ( سوره مبارکه دخان ، آيه 3 و 4 )
4) ” فاطمه ، برگزيده خداست ” ، ( تاريخ بغداد ، جلد 1 ، صفحه 274 )
5) ” اول شخص يدخل الجنة ، فاطمه ” ، ( ميزان الإعـتدال ، جلد 2 ، صفحه 131 )
6) ” انا اعطيناک الکوثر – فصل لربک وانحر” ، سوره مبارکه کوثر ، آيات 1 و 2
7) ” صبت علي مصائب لو انها ثبت علي الايام صرن لياليا ” ، ( بحارالأنوار جلد 79 صفحه 106)
8) ” و صارت کالخـيال ” ، ( دعائم الإسلام ، جلد 1 ، صفحه 232 )
9) ” امّا حزني فـسرمد و امّا ليلي فـمـسهّـد ” ، ( نهج الـبلاغه ، خطبه شماره 202 )
10) ” يا امّاه ! کـلميني قبل ان تفارق روحي بدني “
11) ” يا امّاه ! انا ابنک الحسين ، کـلميني قبل ان يتصدع قلبي فأموت “
