عاشورایی: باز باران با ترانه
باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را ،
دشت پرشور و بلا را
گردش یک روز غمگین ،
گرم و خونین
، لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه
وندرین صحرای سوزان ،
میدود طفلی سه ساله ،
پر ز ناله ، دلشکسته ، پای خسته
باز باران قطره قطره ،
میچکد از چوب محمل
آخ باران کی بباری بر تن عطشان یاران
تر کنند از آن گلو را
آخ باران ،آخ باران
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست مجموعه فوق همان گونه که در تصاویر مشاهده می کنید آثار هنری با موضوع عاشورا بوده که شامل نقاشی های زیبا،پوستر و آثار تایپوگرافی بوده که هریک از آثار به نوعی سعی در نمایش مظلومیت و مصیبت امام حسین علیه السلام و یارانش بوده که برخی در نوع خود بسیار زیبا و تاثیر گذار طراحی شده است.
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطــش خاک کمـرها شکسـت
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا را شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است مـــحــرم مَحرم درد حســــین است
حلول ماه محرم، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسليت باد.
عید سعید غدیر بر تمام مسلمین مبارک باد
معـــاشران گره از زلف یار بـــــــاز شده است
غدیر، سرچشمه همیشه جوشان ولایت است که از سینه تفتیده «خم» به جام محبت دوست داران پیامبر و خاندانش جاری است.
غدیر، شایسته هرثناست که وحی از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست.
غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت می خواست؛ احد، شجاعت آرزو می کرد؛
خیبر تماشای صداقت را تمنا داشت وغدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، روز انسان است. غدیر، تداوم رسالت محمد صلی الله علیه و آله در ولایت علی علیه السلام است.
غدیر، عیدپیمان و میثاق و عهد است.
غدیر، عید عدالت و رهبری است.
عید امامت و ولایت بر عاشقان مبارک باد.
همان گره که برایش دو صد نیـــــاز شده است
معـــــــــاشران بنوازید و بـــاز رقــــــص کنید
برعشق پاک علـــی، کو ترانه ساز شده است
گرفته دست خــــــــدا را چه عاشقـــانه نبـــی
ببین! صورت معشوقی اش چه ناز شده است
وان یـــــــــــکاد بخوانید و دود کنید سپـــــند!
برای قــــــــــامت حیدر که دلنـــواز شده است
خـــــــــدای من، گل بی خـــار من فروغ رُخـم
شهنشــــهم بنگر! کــــــــو گدا نواز شده است
طنیـــــن صـوت محــمــد ز الــــــغدیر بلــــــند؛
که عشق روی علی،عاشقان! جوازشده است ـــ
برای بودن در جنتــی که کــــــــــوی خداست ـــ
و مِهر پاک علــــــی برتر از نمــاز شده است ـــ
وگفت؛ هر که منش تــــــا کنون ولــی شده ام ـــ
علــــی ولـــیّ تمــــا مــــیّ اهل راز شـده است…
……
گــــرفت دست خــــدا را نبی به روز غدیـــــــر
وروز دیــــگری از دفتری که بـــاز شده است ــ
طناب دست خــــــدا را که بست و باز علـــــی
غریب کوچه وپس کوچه ی حجـــاز شده است
…..
و باز روز غدیـــــر است و چشم مـــــــی خندد
ودل به یاد علــــی پر ز سوز و ساز شده است…..
معـــــــــاشران گره از زلف تا که بـــــازنمود ـــ
به دل نشانده و الحـــق که چاره ساز شده است.