توبه حقیقی چه شرایطی دارد ؟
یکی از مباحث اخلاقی که آیت الله مشکینی در دوران دفاع مقدس در جمع رزمندگان پیرامون آن سخنرانی کرد، بحث« توبه» است که گزیده ای از این سخنرانی در پی می آید:
مرحوم آیت الله مشکینی تنها به اخلاق نظری نمی پرداخت بلکه با تسلط بر علومی از جمله فقه، تفسیر، حدیث آن را در خدمت اخلاق عملی و ساختن جامعه قرار می داد که یکی از موضوعاتی که در دروس اخلاق بدان می پرداخت بحث « توبه» و آثار دنیوی و اخروی آن است که در پی می آید:
… یکی از مطالبی که در کتاب های اخلاق و اخبار ذکر می شود مسأله توبه است؛ قرآن در آیات شریفه زیادی به مسأله توبه متعرّض شده است و مردم را به توبه دعوت کرده و انسان تائب را ستوده است ؛علماء در کتب فقهی شان توبه را یکی از واجبات شمرده اند. کسی که توبه نکند هر آن و هر ساعت برای او گناه نوشته می شود.
اقسام توبه
توبه در واژه عربی به معنای رجوع و برگشتن است…وقتی ما دقت کنیم برگشتن انواعی دارد، گاهی برگشتن جسمانی است، کسی از مکانی به یک مقصد خاصی سفر کرده و سپس از آن مقصد خاص برمی گردد، این توبه جسم از مکان است، برگشتن جسم از یک مکانی است که آنجا رفته بود و بعد برمی گردد، این توبه جسمی است.
دوم توبه روح است، توبه نفس است، برگشتن نفس است، روح انسان و نفس انسان از یک اعتقاد، فکر و دانشی که پیدا کرده بود و باوری که برای خود اتخاذ کرده بود، برمی گردد، این یک رقم توبه است. مثلاً مدتی انسانها باور کرده بودند که زمین مسطح است و پس از مدتی از این باور برگشتند و گفتند زمین گرد است. مدتی باور کرده بودند که آفتاب دور زمین می گردد و پس از مدتی از این معنا برگشتند و حالا می گویند زمین دور آفتاب می گردد. اینها توبه های نفس و روح است.
در مرحله اعتقاد، مدتی کسی اعتقاد پیدا کرده بود به اینکه شرک هست یا - اعوذ بالله - خدایی در کار نیست، یا نبوّتی در کار نیست، یا معادی در کار نیست، نفس و روح این شخص به سوی این باور رفته و این باور خاص را انتخاب کرده بود پس از مدتی بر او حقایقی روشن می شود و از شرک به توحید برمی گردد ، و از انکار رسالت به اذعان و اعتقاد به رسالت برمی گردد، و از انکار معاد به تصدیق معاد برمی گردد. این توبه نفس و روح است در مرحله باور و اعتقاد، و بهترین توبه ها این توبه است و شریفترین توبه، توبه نفس در مرحله اعتقاد و باور است.
روایات و آیات بر توبه کردن انسان از باورهای فاسد به سوی باورهای صحیح تأکید دارد
گاهی هم توبه قسم سومی هم پیدا می کند و آن عبارت است از اینکه نفس به آن عمل خاصی که به او عادت کرده بود برمی گردد، انسان مدتی عمل خاصی را برای خودش عادت کرده بود، مثل اینکه نماز نمی خواند یا عادت به مسکرات و مواد مخدر کرده بود، یا عادت به عمل زشتی کرده بود، ولی مدتی بعد، از این عمل بر می گردد، این توبه نفس است در مرحله عمل. این هم یک نوع توبه است که انسان اگر به سوی عملی رفته بود از آن عمل برمی گردد یا اگر به سوی عادتی حرکت کرده بود از آن عادت برمی گردد، این هم یک رقم توبه است.
پس “توبه” برگشتن است و برگشتن مصادیقی دارد، برگشتن جسم از مکانی به مکان دیگر، برگشتن روح از باوری به باور دیگر، برگشتن روح از عملی به عمل دیگر، این معنای توبه است و برگشتن. بحث در برگشتن های مخصوص است و روایات و آیات که در مورد توبه صحبت می کند بحث و مورد صحبتشان، توبه کردن انسان است از باورهای فاسد به سوی باورهای صحیح.
آنچه که در آیات و روایات وارد است عبارت است از برگشتن نفس از باورهای زشت، از باورهای فاسد، عقیده های فاسد، اعتقادهای غلط به اعتقادهای صحیح؛ این توبه است که محل بحث آیات است. توبه ای که در آن انسانی که به عمل های زشت دست زده یا عادت کرده یا می خواهد انجام دهد، از آن عمل زشت به سوی عمل صحیح برگردد. از خلاف شرع و گناه برگردد به سوی شرع و ثواب. این توبه، توبه ای است که آیات و اخبار از آن سخن می گوید و این توبه است که بر هر انسانی واجب است.
وقتی که انسان فهمید راه را خطا می رود، وقتی مسافری فهمید راه مقصد را اشتباه رفته و می خواهد به مکه و کعبه برود اما به سوی ترکستان دارد می رود، باید برگردد، عقل می گوید باید برگردد، شرع می گوید باید برگردد، کسی که راه را به خطا رفته حتماً باید برگردد و اگر تعقیب کند احمق است، اگر تعقیب کند دیوانه است و اگر همان راه را برود نسبت به خودش و جامعه خودش جانی و خیانتکار است.
“توبه” لازم است، توبه هم از نظر شرع بر طبق فرمان قرآن و روایات و سنت واجب است و هم از نظر عقل واجب است؛ زیرا که توبه معنایش این است، انسان باورهای غلطی داشته، راه غلطی را در مرحله اندیشه در پیش گرفته بوده و راه غلط را انسان هر جا فهمید باید برگردد چرا که جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است… پس توبه برگشتن از عقاید انحرافی به عقاید صحیح است، واجب شرعی و عقلی است، توبه برگشتن از عمل انحرافی و غلط به عمل صحیح است و واجب شرعی و عقلی است.
آثار گناه فردی در اجتماع/ توبه خنثی کننده آثار آخرتی گناه است
… حال اگر انسان توبه کند آثار توبه او چیست و چه نتیجه ای می بخشد؟ البته اثر گناه فقط در خود انسان ظاهر نمی شود، گناه انسانی در محیطش هم اثر دارد، گناه انسان در فرزندانش اثر دارد، گناه انسانی در روح او اثر می گذارد، گناه انسانی در فرشته ها اثر دارد، گناه انسانی در زراعت اثر دارد، گناه انسانی در جوّ جهانی اثر دارد.
انسان گناه می کند و خیال می کند در جای خلوتی گناه کرد و تمام شد و رفت! گناه شما در همه چیز اثر می گذارد، در نسلتان اثر می گذارد، در محیطتان اثر می گذارد آیه شریفه می گوید «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ» ( روم :۴۱) فساد گناهان مردم در صحرا ها و دریاها ظهور پیدا می کند.
اگر کسی یک گناهی بکند فوری یک نقطه سیاهی در قلب او پیدا می شود، یک تیرگی و ظلمتی در آیینه روح او می نشیند، غباری در آیینه قلب او می نشیند و قلب او کدر می شود و از آن طرف فرشته ها گناهان او را می نویسند و به ملالی می برند، شاید فرشته های دیگر هم مطلع شوند و از طرف دیگر این گناه در نسل او اثر سوء می گذارد، در روح او اثر می گذارد.
به واسطه ژن های او، کروموزم های نطفه او، در فرزندانش اثر می گذارد و به وسیله همین گناه گاهی خدا به باران دستور می دهد نبارد، گاهی به زمین دستور می دهد نرویاند، گاهی به نسیم دستور می دهد نوزد، گاهی به میکروب های مضر دستور داده می شود که به این جامعه حمله کنند و مسائل وبا و طاعون ایجاد بشود، گناه چنین اثراتی دارد اما انسان خیال می کند یک گناهی کرد و تمام شد، گناه اثرهای خاص دارد و ما برخی از آثار آن را در اینجا شمردیم و توبه همه این آثار را پاک می کند.
وقتی که انسان نسبت به عملی که انجام داده پشیمان شد، و از فکر انحرافی خودش برگشت، یا از آن عمل زشت یا روش زشت خودش برگشت، خداوند به فرشته دستور می دهد به آن نوشته قلم بکشد اگر قرار بود این آدم ۱۰۰ تا، یا ۱۰۰۰ تا، یا بیشتر یا کمتر شلاق بخورد، محکوم به حبس ابد در جهنم بشود، محکوم به حبس موقّت بشود، فشار قبر بر او باشد، آثار دیگر آخرتی بر او باشد، وقتی که توبه کرد تمام آثار آخرتی قلم کشیده می شود، خدا از آثار آخرتی می گذرد، و بعد همین توبه سبب می شود در دنیا هم آثار برگردد.
بر آن ملتی که توبه کرد باران نازل می شود، حالا شما توبه فرد را حساب نکنید توبه اجتماع را حساب کنید، اگر یک اجتماعی از انحراف فکری برگشتند و ناگهان راه حقیقت را گرفتند باران رحمت خدا بر آن ها ریزش می کند، نعمت های پروردگار بر آن ها روی می آورد، رحمت های الله به سوی آن ها متوجه می شود، توبه در این جهان هم اثر می گذارد، نسل ها، نسل های خوب و صالح می شود.
همچنان که گناه اثر سوء برای عالم آخرت انسان دارد اثر سوء برای روحش و نسلش دارد، اثر سوء در وجودش دارد، توبه خنثی کننده تمام این آثار است، توبه شستشو دهنده است، توبه دستور این است که خداوند کیفرهای اخروی را قلم بکشد، توبه سبب می شود خدا دستور بدهد آن تیرگی و آن ظلمت که بر روح انسانی و در آیینه دلش عارض شده این شستشو داده شود، جلاء پیدا کند، نور الله در او تابش پیدا کند، میل به عبادت پیدا کند، اشکش جاری شود، شوق الله پیدا کند، از دنیا اعراض کند، نوری در دلش بتابد، توبه سبب می شود فرزندانش صالح بشود، توبه سبب می شود خدا نعمتش را نازل می کند.
پس به مثابه و به مجازات اثرهای زشت گناه که در شخص و روح و نسل و محیط و آخرت و فرشتگان برای نوشتنش اثر می گذارد، توبه را خدا چنین قرار داده که تمام آن آثار را محو می کند و در تمام آن آثار نتیجه دارد، لذا روایت می گوید « التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه» (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ۱: ۴۷) یا روایتی دیگر « کَمَا وَلَدَتْه أمّهُ» (أمالی الصدوق: ۲۹۳) آن کس که پشیمان شود، آن کس که توبه کند، چنان است که گویا گناهی نداشته و تازه از مادر متولد شده است.
مراحل توبه حقیقی در کلام حضرت امیر المومنین علی (ع)
…روایتی در نهج البلاغه است که علی (ع) در آن توبه کامل را معرفی می کند. ماجرا از این قرار است که مردی خدمت علی (ع) رسید و نشست پیش حضرت و گفت « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ » حضرت فرمود: « ثَکِلَتْکَ أُمُّک» “مادرت به عزایت بنشیند". یعنی بمیری این چه حرفیست که می زنی؟! « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ » که توبه نیست، توبه شرایط دارد؛ گفت: “یا علی! شرایطش چیست، توبه حقیقی چگونه است؟”
فرمود: اگر بخواهی از گناه توبه حقیقی کنی ۶ کار باید انجام دهی: «عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِیوَ الثَّالِثُ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْم الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ :
۱- النَّدَمُ: اول نسبت به آن گناهی که انجام دادی واقعاً پشیمان شده باشی. فرض کنید بعد از این که انسان تیر از دستش خارج شد و کسی را کشت، وقتی که این منظره هر وقت به خاطرش بیاید ناراحت و پشیمان می شود، چرا من چنین کاری کرده ام، برای شوخی یا برای تربیت سیلی زد و بچه مرد، به عنوان شوخی کاری کرد خطای بزرگی صادر شد، هر وقت این منظره را فکر می کنی ناراحت می شوی. توبه حقیقی معنایش این است که وقتی آن کار زشت را فکر کنی ندم و ناراحتی پیدا کنی .
۲- الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً: تصمیم بگیری که پروردگارا! دیگر من سراغ این کار نخواهم رفت نسبت به آن کار پشیمانی و تصمیم داری بعد از این دیگر آن کار را انجام ندهی .
۳- أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ: اگر کار زشتت به مردم ضرری رسانده است، اگر کار زشتت و گناهت گناه حق الناس بوده نه حق الله، اگر مال کسی را خورده ای، جان کسی را تلف کرده ای،
حق کسی را ضایع کرده ای، توبه در این جا فقط اظهار استغفار نیست، بلکه باید دنبالش بروی و بهای جان و مال او را بپردازی، دیه او را بدهی، از او استحلال بطلبی، این هم بعد سوم توبه است.
۴- اَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا: اگر چنانچه توبه تو کاری است که واجبی را ترک کردی و قضا دارد، مدت ها نماز نخواندی، روزه را خوردی و امثال این ها، اگر توبه ات قضا آور بوده، اگر گناهت قضا آور بوده، باید قضای آن عمل را انجام بدهی و برای قضای نماز و روزه ات اقدام کنی.
۵- أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْم: اگر گناهت گناهی بوده که از انجام آن گناه نیروی بدنی پیدا کردی گناهت گناهی بوده که ۵۰ کیلو بوده ای به وسیله آن گناه ۵۵ کیلو شدی، ۶۰ کیلو شدی، یعنی لباس مردم مرفه را پوشیدی، غذاهای سرقت شده و غصبی خوردی، در مسکن های مرتب و عالی نشستی، مثل بعضی ها که تمام شئون زندگیشان از راه اختلاس مال مردم انجام گرفته و مدت ها و سال ها این بدن با مال حرام تربیت شده و بدن از راه لقمه حرام ۵۰ کیلو و ۱۰۰ کیلو شده است، اگر گناهت یک چنین گناهی است که در بدنت نیرو گذاشته و در تربیت بدن تو دخالت داشته، این جا توبه حقیقی این است همان گونه که لذت گناهان، بدن تو را تربیت کرد، آنقدر باید بر این بدن ناراحتی بچشانی که تمام آن گوشت ها که از راه حرام پیدا کردی همه آب شود و به حالت اول باز برگردی. این بُعد پنجم توبه است.
۶- أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ: هر چه خوشی دیدی باید به این بدن ناخوشی وارد کنی، هر چه لذت دیدی در مقابل او بر بدن زحمت و مشقت بدهی و زیر شکنجه قرارش بدهی تا از آن لذت های حرامی که انجام دادی توبه کرده باشی. وقتی که چنین شدی تو یک توبه صحیح انجام دادی.
نسبت به گذشته پشیمان، نسبت به آینده تصمیم جدّی، نسبت به حقوق مردم سراغ حقوق مردم رفتن، نسبت به قضا و کفاره، آن ها را انجام دادن، نسبت به گوشت زیادی، گوشت ها را آب کردن، نسبت به لذت، زحمت دادن، علی (ع) می فرماید: اگر این ها را انجام دادی می توانی بگویی که من یک توبه حقیقی کردم.
راهی معجزه گر برای رسیدن به خواسته های دنیوی
1- برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: “خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.”1 حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2
2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.”3
3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:
امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4
4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:
قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند.”5
5- خشنودی خداوند:
امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه.”6 و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: “نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است.”7
6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8 در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"… بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است.” سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود.” آنگاه فرمودند:” برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود.”9
7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد.”10 امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید.“11 زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط 12 و… از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.
حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.
چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".
1،بحارالانوار، ج82، ص204.
2،داستان هایی از نماز اول وقت، ص 121.
3،سفینه البحار،ج 2، ص 42.
4،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81، ح 23و ص 78، ح 1.
5،الصلاة فی الكتاب و السنة، ج 1، ص 329.
6،وسائل الشیعه، ج3، ص 90، ح16.
7،سرمایه سخنوران، ص 306.
8،سفینه البحار، ج2، ص 44.
9،اصول وافی، ج2، ص87.
10و 11،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81و 9و 86.
12،حیات عارفانه فرزانگان، ص 10( به نقل از ثمرات،ص 408)
خطبه بدون نقطه حضرت علی (علیه السلام)
خطبه بدون نقطه حضرت علی (علیه السلام)
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
معنی:
ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ )
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها
منابع:
- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
- برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)
- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
- الصراط المستقیم
- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
- بحار الانوار
- منهاج البراعة